۱۳۹۸/۰۷/۲۹

چراغی که به خانه رواست…

تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۷/۱۶

آنچه امروز در مازندران با آن مواجه هستیم به نوعی در خود ماندگی دانشگاه و دانشگاهیان است. اگرچه دانش و دانشمندان بومی زیادی در دانشگاه های استان تربیت شده اند اما متاسفانه بخش زیادی از آن ها در دانشگاه ماندند و در بکارگیری آن ها در حل مشکلات این خطه غفلت صورت گرفته است.

مازندران را بی شک میتوان یکی از نخبه پرور ترین استان های کشور دانست، استانی که سال هاست پای ثابت محافل علمی کشور است، دانشمندان برجسته ای در سطح جهانی دارد و دانشگاه هایش در زمینه تولید علم بالاتر از بسیاری از دانشگاه های مطرح جهان ایستاده اند. اما علی رغم بهره مندی از این سرمایه عظیم در زمینه پیشرفت های صنعتی و اقتصادی مغفول مانده و بر اساس سرشماری سال ۹۵در زمینه نرخ بیکاری افراد تحصیل کرده رتبه هشتم را در کشور داراست، که برای استانی با این حجم از نخبگان دانشگاهی ، موقعیت استراتژیک و مواهب طبیعی بیشتر به یک بحران شبیه است.

دانشگاه ها از دیرباز مهد صنعت و اقتصاد محسوب می شدند و وظیفه ریل گذاری قطار پیشرفت صنایع و اقتصاد را بر عهده داشتند، از این رو جوامعی که به گسترش دانشگاه ها توجهی نداشتند در زمینه اقتصادی نیز توفیقی نیافتند. اگرچه گسترش دانشگاه شرط لازم برای پیشرفت اقتصاد است اما شرط کافی نیست و بی شک برای بهره برداری از دانشگاه نیازمند رجوع به آن هستیم .

آموزش عالی کشور پس از پیروزی انقلاب شاهد رشد کمی گسترده دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی و به تبع آن تعداد دانشجویان و دانش آموختگان بوده است به نحوی که در طول سه دهه گذشته، تعداد دانشجویان کشور به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت از حدود ۴۰۰ نفر به ۶ هزار نفر افزایش یافته است و به برکت انقلاب اسلامی امروز با جامعه ای روبه رو هستیم که بیش از ۱۴ میلیون دانش آموخته دانشگاهی دارد و بیش از پنج درصد از جمعیت کشور دانشجو هستند.

البته همزمان با این رشد کمی گسترده، سرعت رشد علمی کشور نیز افزایش یافت و اکنون نزدیک به ۲۰ دانشگاه کشور در رتبه بندی برترین دانشگاه های جهان قرار دارند، بیش از ۴۰ مرکز رشد و پارک علم و فناوری در کنار بیش از ۵۰ پژوهشکده و پژوهشگاه زیرساخت هایی هستند که رشد علمی را تثبیت و تقویت کردند و امروز شاهد آن هستیم که یک چهارم استنادات علمی دنیا از علم ایران انجام می‌شود. در این بین مازندران که سهم زیادی از این پیشرفت علمی را بر عهده دارد به همان نسبت سهم کمتری از پیشرفت های صنعتی و اقتصادی برده است.

آنچه امروز در مازندران با آن مواجه هستیم به نوعی در خود ماندگی دانشگاه و دانشگاهیان است. اگرچه دانش و دانشمندان بومی زیادی در دانشگاه های استان تربیت شده اند اما متاسفانه بخش زیادی از آن ها در دانشگاه ماندند و در بکارگیری آن ها در حل مشکلات این خطه غفلت صورت گرفته است که حاصل آن پدیده ایست که شاید بتوان آن را فرار مغزها از استان و جذب استعداد های مازندران در دیگر استان ها تلقی کرد در نتیجه این روند متاسفانه امروز شاهد آن هستیم که مازندران بیش از هر استان دیگری از فرار مغزها آسیب می بیند .

با نگاهی به استان های صنعتی کشور میتوان دید رشد صنعتی و اقتصادی این استان ها همگام با ورود دانشگاه به صنعت و اقتصاد در این استان ها اتفاق افتاده و در یک رابطه دو سویه منجر به رشد تؤمان صنعت، اقتصاد و دانشگاه در آن مناطق شده.اهمیت رجوع به دانشگاه ها و فرهیختگان دانشگاهی در حل مشکلات جامعه به حدی است که رهبر معظم انقلاب علاج دردها و مشکلات کشور را در پیشرفت علمی می دانند و می فرمایند به علمی نیاز داریم که بتواند مشکلات کشور را حل کند و با شناسایی نقاط کور بخشهای مختلف، برای مواجهه با آنها راه حل علمی ارائه کند. ایشان راه حل اصلی ترین مشکلات کشور یعنی تحریم ها و رکود تولید را در دانشگاه ها میدانند و میفرمایند «جستجوی راههای علمی برای شکستن تحریمها» و «تحقق رونق تولید» از مسائلی است که استادان دانشگاهها باید با اراده محکم به آنها ورود کنند. بدون شک قطار پیشرفت استان نیز از همین ایستگاه عبور میکند و این نسخه عملی راهکاری مطمئن برای شکوفایی اقتصادی و صنعتی مازندران در گام دوم انقلاب است.

ناگفته پیداست که ارتباط دانشگاه با جامعه نیازمند تحول جدی در آموزش عالی و تربیت فرهیختگان مطالبه گر میباشد که تحقق این امر نیازمند آن است که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، خودباوری، امید به موفقیت و حرکت جهادگونه با یکدیگر همراه شوند. امروز می توانیم از طریق بازآرایی نظام دانشگاهی استان بر سه محور اصلی افزایش کیفیت آموزش، هدایت تولید علم و فناوری به سمت حل نیازهای اساسی کشور و برقرار کردن هر چه بیشتر پیوند میان دانشگاه و جامعه این ظرفیت و سرمایه عظیم استانی را از بالقوه به بالفعل تبدیل کنیم.