پیشران‌ها و مسائل «بابل ۱۴۰۰»
پیشتر در مقاله‌ای مسائل استان مازندران را درآستانه تشکیل دولت دوازدهم و همزمانی آن با اجرای برنامه ششم توسعه برای رسانه‌ها و مخاطبان استانی بیان کردم. مسائلی چون مدیریت منابع آب، محیط زیست، فنآوری، حمل و نقل ریل پایه، کشاورزی، صادرات، صنعت و تجارت، مدیریت شهری و عمران روستایی را مطرح نمودم، موضوعاتی که به عنوان پیش‌نیاز و پیشران اشتغال و رونق استان باید مد نظر دولت آینده و مقامات استانی باشد.
 
بر همین اساس تشابه موضوعی برای هریک از شهرهای مازندران ایجاب می‌کند مقامات محلی با هم افزایی برای استفاده بهینه از فرصت‌ها و ظرفیت‌های پیش رو برنامه راهبردی تدوین و اجرا نمایند.
 
اگر چه پس هر انتخاباتی وقوع دسته‌ای از تغییرات گریزناپذیر است اما با توجه به مجموعه‌ای از الزامات، روندها، بازیگران، عوامل و موانع پیش رو هیچ دسته و گروهی به تنهایی نمی‌تواند کشتی مطالبات عمومی را به سر منزل مقصود برساند و هرگونه اقدام فردی دور تسلسلی بیش نیست!
 
تکروی و حداکثرسازی منافع فردی و گروهی چیزی جز سوراخ نمودن کشتی توسعه شهرستان نیست و انتظار می‌رود بزرگان شهرستان فارغ از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و شوراها با تشکیل نهادی فراگیر بجای همآوردی سیاسی به دنبال تفاهم و هم‌افزایی برای پیشرفت شهرستان باشند. 
اینکه دو نماینده شهرستان مسیر متفاوتی را طی نمایند یا فرماندار به عنوان نماینده عالی دولت نتواند هماهنگی لازم را تمهید کند و در شورای پنجم هنوز مستقر نشده جبهه‌بندی کاذب ایجاد شود یا اینکه تریبون نمازجمعه دغدغه دیگری داشته باشد یا اینکه گروه‌های سیاسی شهرستان در تقابل با یکدیگر باشند روندهای فرسایشی ضدپیشرفت است و برآیند این اقدامات حاصل جمعی برابر با صفر خواهد بود.
 
بابل به عنوان بیست و سومین شهرستان پرجمعیت کشور و دومین شهرستان بزرگ شمال با مجموعه‌ای از مشکلات و کمبودها در کنار مزیت‌ها و ظرفیت‌ها مستلزم برون‌رفت از وضع موجود و رهیافت به وضع مطلوب می‌باشد و این مهم اتفاق نخواهد افتاد مگر با مشارکت منسجم و گفتمان واحد همه کنشگران دلسوز زادبوم.
نگارنده وفق پیشنهادات مکرر ضمن پذیرش تکثر سیاسی اما تاکید دارد با توجه به فراوانی مشکلات و کمبود منابع، راهی جز همگرایی و همکاری بین کنشگران سیاسی، اجتماعی و اقتصادی معطوف به پیشرفت شهرستان نداریم و حق مردم این شهرستان نیست که هر یک از بازیگران قدرت بخواهند با تکروی با سرنوشت و مقدرات شهرستان بازی کنند.
 
وقتی ملل و دول مختلف نیازهای خود را در همکاری‌های چندجانبه طراحی می‌کنند، وقتی شرکت‌های بزرگ دنیا با هدف سودآوری و بهره‌وری با هم ادغام می‌شوند، وقتی باشگاه‌های مطرح دنیا فارغ از ملیت مربیان حرفه‌ای استخدام می‌کنند، چرا ما از تجربه بشری استفاده نکنیم و با نهادسازی و برنامه‌ریزی بابل را به شهر سرمایه پذیر تبدیل نکنیم!
 
آیا می‌توان نسبت به این همه مشکلات و معضلات شدید اقتصادی و اجتماعی اعم از فقر، فساد، بیکاری و انواع ناهنجاری خانمان‌سوز در شهردارالمومنین! بی‌تفاوت نشست و به دنبال تقسیم غنائم بود! یا اینکه با سعه صدر گرد میز توسعه برای پیشرفت شهرستان به گفتگو و تفاهم رسید!
منطق آینده نگری و بازی برد_برد ایجاب می‌کند بزرگان شهرستان با وفاق و ترسیم برنامه‌ای راهبردی شهرستان بابل را به الگویی از حکمرانی خوب و توسعه بومی‌محور معرفی نمایند.
 
با این‌که می‌دانیم که جلب سرمایه‌گذاری، تسهیل در فضای کسب و کار و جذب اعتبارات دولتی مستلزم همکاری گروهی مدیران تراز اول شهرستان است اما در عمل واگرایی‌های سیاسی و فردی مانع از پیشرفت شهرستان شده است. شهرستان بابل مملو از نیروهای کارآمد، خیرخواه و توانمند در عرصه‌های مختلف است و روح تعاون در بابلی‌ها زبانزد است که انشالله با نقش‌آفرینی امنا و بزرگان شهرستان شاهد حرکت‌های امیدبخش و تحول‌گرایانه باشیم.
 
در این قلم ضمن احترام به همه تلاش‌های فردی مسوولان شهرستان، به طور مشخص از امام جمعه محترم، نمایندگان، فرماندار و منتخبان شورای اسلامی شهر می‌پرسیم که چه نظر و برنامه‌ای برای همگرایی و همکاری‌های مشترک دارید؟!

تاکنون چه اقدامات مشخصی در این خصوص انجام داده‌اید!؟