انتخاب شهرداران و مردمی که منتظر هیچ معجزه‌ای نیستند
شورای شهر، شورای شهرداری نیست و شورای شهر تنها شورای انتخاب شهردار نیست و ای کاش یک نفر آگاه به 34 ماده و 9 تبصره وظیفه مهم این نهاد مردمی اجتماعی را به صورت تیتروار قبل از انتخابات اطلاع‌رسانی می‌‌کرد که مثلاً اگر یکی از وظایف شورا با عنوان «تأئید صورت جامع درآمد و هزینه شهرداری که هر 6 ماه یک‌بار توسط شهرداری تهیه می‌شود و انتشار آن برای اطلاع عمومی و ارسال نسخه‌ای از آن به وزارت کشور» صورت می‌گرفت آیا اکنون این همه دلواپسی برای انتخاب شهردار وجود داشت.

حل مشکل ترافیک، معضل زباله و پسماندها، وجود حمل‌‌ و نقل عمومی، ایمنی شهرسازی، زیباسازی و مرمت شهر، ارتقاء فرهنگ شهرنشینی، افزایش ضریب برخورداری از امکانات سلامت، درمان، رفاه عمومی و... حداقلی‌های حقوق مسلم شهرنشینی است.

به راستی آیا ارزش رأی مردم دستیابی و خرید این حداقل خدمات است یا معاملات شهرداران و سکوهای پرش انتخاباتی مدیران.

انتخاب شهردار یک فعالیت برنامه‌ریزی، کارشناسی و انتخاب اقتضایی فنی است که در گیر و دار انهدام مرز سیاستی و اجتماعی بودن شوراها تبدیل به آسیب مدنی گشت و رسانه‌ای شدن آن بدین شکل، فرضیه مهم بودن پست‌های مدیریت شهری به جای مفید بودن و فرضیه سکوی پرش بودن پست‌های مدیریت با استفاده از امکانات و موقعیت‌های مدنی‌ساز مردمی چون شوراها و سایر نهادها را قوت می‌بخشد.

توقع می‌رود آنچه که در جامعه دموکرات و انتخابات آن پیش می‌رود اطلاع رسانی‌ها و آگهی بخشی در زمان تبلیغات و انتخابات شوراها باشد اما آن اندازه که این روزها از سوی مُبلغان، دلواپسان، شهردارسازان و برندسازان، روزمه و عملکرد از کاندیداهای احتمالی مجازی دیدیم و شنیدیم در زمان انتخابات از کاندیداهای شورا که با رأی مردم انتخاب می‌شوند، ندیدیم و چه بسا در حال حاضر اطلاعات ما از روزمه، عملکرد، تحصیلات و بیوگرافی این افراد خاص بیشتر از افراد منتخب شورا است!

آیا اصلاً نیازی هست که انتخاب شهردار در فضای مجازی که شاید در نهایت تأثیری جزو بالا بردن کمیت مخاطبان کانال‌ها و سنجش میزان پیش‌گویی آنان و البته دلواپسی و بی‌اعتمادی به آرای مردم ندارد، بدین شیوه صورت پذیرد.

این اطلاع‌رسانی‌ها دقیقاً چه نقشی دارد؟ مگر قرار است مدل انتخاب شهردار تغییری کند و با نظرسنجی و افکار عمومی باشد؟ هجوم و حمله این همه اطلاعات و معرفی گزینه‌ها، هم مردم و هم اعضای شورا را به تردید و دلواپسی می‌اندازد.

تشکیلات مدنی چون شوراها بعد از گذشت سالیان همچنان ناقص و ضعف‌های اولیه را دارد و هنوز نتوانسته از روزمرگی و تک بُعدی بودن وظیفه انتخاب شهردار بیرون بیاید.

شهرهای مازندران با بافت‌های شاید اصلاح‌ناپذیر و یا سخت اصلاح‌ پذیر سنتی خود همچنان درگیر این روزمرگی است و در انتظار معجزه شهرداران جدید نشسته‌اند ولی دریغ از اینکه برخی از شهرها با داشتن زیرساخت‌های شهری مناسب‌تر دچار همان آفت روزمرگی و عدم نوآوری و خلاقیت در شهرسازی و اداره شهری هستند و تنها فرق آنها این است که با این روزمرگی به تعامل رسیده‌اند و حتی منتظر هیچ معجزه‌ای نیز نیستند.


یادداشت: مژگان کاووسی