فعال سیاسی اصلاح طلب: استاندار مازندران بسیار ضعیف عمل کرد. یکی از ضعف های عمده فلاح این بود که دست به تغییر و تحول اساسی نزد تا نیروهای کارآمد، جایگزین نیروهای دولت قبلی شوند/ در مدیریت ارشد استان، نیازمند تغییر هستیم چراکه استاندار کنونی هر چه مدیریت و توان داشت به منصه ظهور گذاشت و نتوانست کاری کند. شرط نخست برای مدیریت استان، توان‌مندی است/ بزرگان اصلاح طلب استان به زودی ظرف یکی دو هفته آینده لیستی را برای معرفی به وزارت کشور، تهیه می کنند/ برای انتخاب استاندار با مجمع نمایندگان همفکری می کنیم.


استاندار مازندران باید تغییر کند/او بسیار ضعیف عمل کرد
 مازندنومه: در ادامه سلسله گفتگوهای مازندنومه که محور اصلی آن تبیین شاخص های استاندار آینده مازندران است، این بار به سراغ یکی از کنشگران پیشکسوت طیف اصلاحات مازندران رفتیم.

مهدی احمدی فولادی که در دولت سیدمحمد خاتمی، مدیرکل آموزش و پرورش مازندران بود، اکنون دبیر انجمن اسلامی معلمان استان مازندران و از فعالان سیاسی اصلاح طلب است. گفتگوی ما را با او با محوریت مشکلات اصلاح طلبان، کابینه جدید، عملکرد استاندار مازندران و شورای شهر ساری بخوانید.

* اصلاح طلب ها با مشکلات بی شمار، گاه موفق به کسب کرسی هایی در نهادهای قدرت مانند مجلس، شوراها و یا ریاست جمهوری می شوند. البته می دانیم آن ها در موقعیت های انتصابی قدرت جایی ندارند و به بازی گرفته نمی شوند. سئوال این جاست که چرا هر زمان اصلاح طلبان بر اساس انتخابات به نهادهای قدرت دست می یابند، اختلافات در سطوح استانی و ملی شروع می شود، در حالی که اغلب افراد تحصیل کرده وروشنفکر و به روزی هستند و از مبانی فکری روشنی برخوردارند؟

همه اینها برمی گردد به اینکه اصلاح طلبان در کشور، یک تشکل منسجم و قانونمند ندارند. اصلاح طلبان سطح کشور، یک حزب نیستند و مانیفست خاصی ندارند. اگر در قالب حزب باشیم حزب دارای ضوابط و مرام‌نامه است و کسانی که به دلیل مطامع شخصی به دنبال برهم زدن نظم هستند و سر و صدا و نفوذ کاغذی دارند و یم جمع را از هم می پاشند دیگر قانون مند شده و اگر در چهارچوب اهداف حزب نباشند کنار گذاشته می شوند. حزب باعث می شود افراد بر اساس ضوابط حرکت کنند نه منافع شخصی.

کسی که لابی گری قهاری است و راحت به دروغ متوسل شده و یک جمع را بر هم می زند در حزب جایگاهی ندارد. نبود معیار برای عضویت افراد و نبود حزب عامل این اختلافات است.

*اما احزاب مختلف اصلاح طلب در حال فعالیت هستند؛ هم احزاب بزرگ و پیشرو در این طیف سیاسی داریم و هم احزاب کوچک تر و محفلی. اگر منظور شما تاسیس حزب فراگیر اصلاح طلبان است، برخی کارشناسان تشکیل یک حزب فراگیر را تایید نمی کنند. منظور دقیق شما چیست؟

معتقدم وجود احزاب مختلف در جرگه اصلاح طلبی، اشتباه و عامل تفرقه است. هر حزبی برای منافع خود تلاش می کند تا اهداف اصلاح طلبان. کشورهای پیشرفته دو سه حزب قوی دارند که با هم رقابت می کنند و بهتر می توانند دموکراسی را اجرایی کنند.

تا زمانی که با تعدد احزاب مواجه باشیم و  هر حزبی راه خود را در پیش گرفته و گاهی بعضی از اعضای این احزاب علیه حزب دیگر کار می کنند، نمی توان امیدوار بود که به وفاق و همدلی دست یابیم. معتقدم حزب اصلاح طلبان باید تشکیل شود.

*اگر قرار است حزب اصلاح طلبان به شکل فراگیر تشکیل شود، آیا نحوه تشکیل آن مانند سایر احزاب از بالا به پایین است یا اینکه روشنفکران، دانشجویان، روزنامه نگاران و سایر کنشگران باید این مسیر را شکل دهند؟

همه احزاب اصلاح طلب در شورای عالی سیاستگذاری عضو هستند و شخصیت های این شورا هم مشخص است، این شخصیت ها می توانند پیشنهاد دهند و دبیران احزاب کشور هم با همفکری، سیاست ها را مشخص کنند. هر حزب منافع خود را کنار گذاشته و برای منافع اصلاح طلبی فعالیت کند.

*خب برویم سراغ سئوال دیگر؛ این که انتقادات زیادی به لیست کابینه دوازدهم وجود دارد و عنوان می شود که این لیست، تبلور آرای 24 میلیونی روحانی نیست. وعده دولت درباره جوان تر شدن کابینه هم عملی نشده است. با وجود مواضع اصلاح طلبانه روحانی در ایام انتخابات، بعد از ایام انتخابات خیلی مواضع اصلاح طلبانه نداشته و در تحلیف هم نامی از هاشمی نبرد. تصور می کنید روحانی تحت فشار است یا اینکه رفتاری طبیعی دارد؟

نباید اشتباه کنیم، قضاوت باید بر اساس شرایط باشد و باید بدانیم دولت روحانی، دولت خاتمی نیست. دولت ایده آل اصلاح طلبان، دولت خاتمی با کمی تغییرات و به سمت به روز شدن است.

از روحانی نمی توان انتظار داشت تمام اهداف اصلاح طلبان را پیاده کند. درست است که اصلاح طلبان برای اینکه دچار مشکل بزرگتری نشوند روی فردی معتدل مانند روحانی تمرکز کردند. اگر از روحانی حمایت نمی کردیم دچار افرادی می شدیم که مایل بودند اندیشه اصلاح طلبی را بخشکانند و الزام داشتیم که از روحانی حمایت کنیم.

روحانی تا حدود 70 درصد به اهداف اصلاح طلبان نزدیک است. روحانی و شخصیت های بزرگ اصولگرا و اصلاح طلب اذعان دارند بالغ بر 90 درصد از عامل پیروزی روحانی به وسیله اصلاح طلبان رقم خورد.

ما هم از پینش کابینه خیلی رضایت نداریم و البته می دانیم روحانی معذوریت هایی دارد. شخصیت ها، نهادها و قدرت هایی در کار روحانی دخالت می کنند، روحانی برای تعیین کابینه آزاد آزاد نیست و به شکلی حرکت می کند تا همه را راضی نگه دارد و کابینه رای آورد.  ما هم از تعدادی وزرا که برای کابینه انتخاب شدند رضایت قلبی نداریم.

چون روحانی را دوست داریم و مانند مادری هستیم که خواهان موفقیت فرزند است اگرچه فرزند یکی دو خطا هم داشته باشد اما موفقیت فرزندمان را می خواهیم و هرگز راضی نیستیم از صحنه خارج شود.

*اگرچه دست روحانی برای انتخاب شخصیت های شاخص اصلاح طلب در کابینه بسته باشد اما وعده روحانی درباره به کارگیری بانوان در سطوح بالای مدیریتی در معرفی کابینه محقق نشد. نظرتان را در این زمینه بگویید.

قاطبه اصلاح طلبان کشور نسبت به انتخاب نشدن وزیر زن اعتراض داشته و نگرانند. نه تنها از بین بانوان بلکه از بین اقلیت ها هم فردی برای کابینه انتخاب نشده است، اهل سنت بسیار به ما نزدیک هستند و می توانند در رئوس مدیریت کشور قرار گیرند. بیش از 90 درصد از اهل سنت به روحانی رای دادند و لازم بود در پست های بالا به کارگیری شوند. بانوان توان‌مندی داریم که می توانند به عنوان وزیر کارآمد، امورات یک وزارتخانه را انجام دهند. شاید معذوریت ها باعث شد روحانی از بانوان و اقلیت ها در کابینه بهره نبرد اما انتظار ما این بود بانوان و اقلیت ها به کارگیری شوند.

* به عنوان مسئول یکی از تشکل های مربوط به معلمان، در مورد وزیر آموزش و پرورش پیشنهادی چه نظری دارید؟

ارادی قوی که پشت آموزش و پرورش باشد و بتواند از این وضعیت اسفناک نجات یابد وجود ندارد. همیشه چوب زیاد بودنمان را می خوریم با اینکه اهمیت کار آموزش و پرورش از همه جا بیشتر است. قوی ترین وزیر هم برای آموزش و پرورش انتخاب شود با این ساختار و بودجه بسیاری که نیاز دارد اما به آن اختصاص نمی یابد، نمی توان امیدوار بود.

آموزش و پرورش در دوره وزارت نجفی متحول شد و به نیروهای این چنینی هم اجازه کار نمی دهند.



*در سال های اخیر اصلاح طلبان در چند دوره نقدهایی به استاندار مازندران داشتند که این انتقادات به پایتخت هم منتقل شد. برخی رسانه های مستقل هم انتقاداتی نسبت به انتصابات عجیب و غریب، کندی کار در استان، مدیران سایه و مانند این ها داشتنه اند، اما به هر تقدیر ربیع فلاح در استان ماند. نظر شما درباره مدیریت استاندار کنونی مازندران چیست؟

شخص استاندار را نیروی سالمی می دانم که اهل دغل نیست اما توان و قدرت مدیریت فلاح به همین اندازه است که در استان دیدیم. وقتی کسی مسئولیتی را می پذیرد اگر توان اجرای آن مسئولیت را ندارد باید کنار بکشد و فرد دیگری کار را ادامه دهد...

*اجازه بدهید صحبت تان را قطع کنیم و بگوییم که شاید به زعم شما استاندار فرد سالمی باشد، اما بر روی پاک دستی افراد منتسب و نزدیک به او، شائبه هایی وجود دارد. فرد پاک دست باید از نزدیکان خود هم مراقبت کند.

لازم است فرد سالم باشد اما شرط کافی نیست. همانطور که گفتید فرد سالم باید از نزدیکان خود هم مراقبت کند تا دچار انحراف نشوند. در سراسر کشور این مصیبت و بلا را داریم که آقازاده ها اغلب در کارهای اقتصادی غیرمتعارف و غیرقانونی ورود پیدا می کنند و این مسئله بدبینی جوانان، نخبگان و دانشگاهیان را در پی دارد. اگر فلاح اجازه داده زیرمجموعه و افراد نزدیک به او کار خلاف انجام دهند ناشی از ناتوانی و نوعی ایراد است

*خب این توضیح از طرف شما ضروری بود. درباره عملکرد ربیع فلاح بفرمایید.

استاندار مازندران بسیار ضعیف عمل کرد. یکی از ضعف های عمده فلاح این بود که دست به تغییر و تحول اساسی نزد تا نیروهای کارآمد، جایگزین نیروهای دولت قبلی شوند. مدیران زیرمجموعه فلاح در ایام انتخابات، در ستاد رقیب فعالیت می کردند، این رفتار را با هیچ منطقی نمی توان توجیه کرد و ضعف مستقیم شخص استاندار است. باید از ابتدا نیروها را تغییر می داد. این مسئله موضوعی پذیرفته شده در کشور است که هر جناحی که بر سر کار می آید نیروهای همفکر و همدل خود را در مجموعه قرار دهد.

حالا که دولت دوم روحانی انتخاب شده امیدواریم وفاق و همدلی بیشتری بین نیروهای اصلاح طلب و اعتدالگرا به وجود آمده و فردی را به عنوان استاندار به وزیر کشور معرفی کنند که توان‌مند باشد.

در مدیریت ارشد استان، نیازمند تغییر هستیم چراکه استاندار کنونی هر چه مدیریت و توان داشت به منصه ظهور گذاشت و نتوانست کاری کند. شرط نخست برای مدیریت استان، توان‌مندی است. تغییر و تحول باید در استانداری ایجاد شود.

* انتظار می رود در فضای جدید، تغییرات اساسی در مدیریت ارشد استان انجام شود. تعدادی اسامی از سوی اصلاح طلبان و همچنین از سوی افراد و گروه های سهم خواه عنوان شده است. گروه هایی که کاری برای روحانی انجام ندادند.  کسانی که رد پای شان هم در ستاد روحانی و هم در ستاد رقیب وجود دارد. در این فضا تشخیص سره از ناسره سخت می شود و ممکن است دولت فردی را به عنوان استاندار معرفی کند که در سطح استان نباشد. در این فضا چگونه باید شاخص ها تعیین شود تا فردی متعلق به جریان اصلاح طلبی در مسند استانداری قرار گیرد و هر تازه به دوران رسیده ای با لابی گری در سودای کسب این کرسی نباشد؟

اصلاح طلبان، مجمع توسعه و تعاون، شورای سیاستگذاری و شورای هماهنگی اصلاحات به همراه مسئولان ستادهای روحانی باید در نشستی، شاخص های تعیین استاندار را مورد بررسی قرار دهند. قرار بود این نشست در یک ماه اخیر برگزار شد اما به دلایلی محقق نشد. عده ای احساس کردند با این نشست، منافع آنها در خطر می افتد و بازی را به هم زدندالبته بزرگان اصلاح طلب درصدد هستند یک وفاق به وجود اورند و به زودی این نشست برگزار می شود.

از سوی مجمع توسعه و تعاون 7 شاخص اختصاصی و 5 شاخص عمومی به عنوان معیار برای فردی که می تواند استاندار باشد تعیین شده است، از جمله اصلاح طلبی، پاک دستی، داشتن سابقه مدیریت، داشتن سوابق سالم اجرایی و مانند این ها.

این نشست چه زمانی تشکیل می شود؟

شناسایی اولیه انجام گرفته و 5 نفر مطرح شدند. بنا به دلایلی که خودمان هم نسبت به آن نگرانی داریم با دخالت بعضی از نیروهای اصلاح طلب که به دنبال منافع شخصی خود هستند این نشست شکل نگرفت. اما قرار است این نشست به زودی برگزار شود و تاکنون هم منتظر تشکیل هیات دولت بودند.

بزرگان اصلاح طلب استان به زودی ظرف یکی دو هفته آینده لیستی را برای معرفی به وزارت کشور، تهیه می کنند.

*وزیر کشور اعلام کرده در انتخاب استانداران به نظر مجمع نمایندگان توجه می کند. شما برای تهیه این لیست با مجمع نمایندگان استان همفکری می کنید؟

ما هم برای انتخاب استاندار با مجمع نمایندگان همفکری می کنیم که البته اغلب آنها گزینه خاصی ندارند و منتظر هستند ببینند چه کسی معرفی می شود. در شورای سیاستگذاری دو نماینده از فراکسیون امید حضور دارند و از طریق این دو نفر با سایر نمایندگان در ارتباط هستم. منتظریم اصلاح طلبان به توافق نهایی برسند و پس از مشخص شدن لیست، با مجمع نمایندگان همفکری کنیم.

*اگرچه دو نماینده از فراکسیون امید در شورای سیاستگذاری حضور دارند اما این دو نماینده با دو دیدگاه متفاوت هستند. شاید با دیگر نمایندگان که عضو فراکسیون امید نیستند، راحت تر بتوانید رایزنی کنید اما قطعا با یکی از این دو نماینده ی عضو فراکسیون امید، به مشکل برمی خورید، چون غیرشفاف عمل می کند. نظر شما چیست؟

بله، همینطور است اما ما به دنبال رایزنی هستیم.


* از انتخابات شوراها هم سئوال بپرسیم. لیستی که شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان برای انتخابات شورای شهر ساری ارائه داد خیلی قابل دفاع نیست. بعضا پرونده افرادی مورد بررسی قرار گرفت که پیشینه اصلاح طلبی نداشتند. یا افرادی در این لیست قرار گرفتند که وصل به جریان موسوم به عملگرایی هستند. در این زمینه چه نظری دارید؟

از لیستی که در شورا دادیم دفاع می کنیم اگرچه یک مشکل در این لیست وجود داشت. ما معتقد بودیم لیست باید 9 نفره باشد اما برخی بر لیست 13 نفره تاکید داشتند. ارائه لیست 13 نفره باعث شد 50 درصد از شانس پیروزی را از دست بدهیم.

زمانی می توانیم در ارائه لیست موفق باشیم که دست ما برای شناسایی و دعوت از نیروها باز باشد. اگر این اختیار را داشته باشیم و تیغ شورای نگهبان بالای سر ما نباشد از هم اکنون برای انتخابات مجلس، کار می کنیم، افرادی را انتخاب کرده و آنها را به جامعه معرفی می کنیم. اما مشکل این است که ممکن است نیروها را شناسایی کنیم و تا مرحله آخر هم  بروند اما به یکباره ردصلاحیت شوند. اگر حزب در جامعه نهادینه شود می توانیم با این شیوه  پیش رویم. چراکه احزاب دو سه سال برای رسیدن به گزینه نهایی کار می کنند. اما مشکل ما این است که از پس فردای خودمان خبر نداریم.

*در انتخابات شورای شهر ساری، 4 نفر از لیست شورای سیاستگذاری انتخاب شده اند. آیا با این افراد نشستی داشته اید که در تصمیم گیری ها یکپارچه عمل کنند؟ بالاخره آن ها میثاق نامه شما را امضا زده اند.

از 4 نفر لیست شورای سیاستگذاری که به شورای شهر ساری راه یافته اند دو نفر دارای یک تفکر و دو نفر هم دارای تفکر دیگری هستند. تقریبا در شورای شهر ساری آرا 7 به دو خواهد بود و دو عضو لیست امید در اقلیت قرار می گیرند. با هر یک از این افراد نشست های جداگانه ای داشتیم و رایزنی کردیم که چگونه تصمیم گیری کنند.