قله‌های خرداد
یاسر قربانی: رشته کوه بلند و ستبر سومین ماه بهار دارای چهار فراز است که هر کدام به نوبه خود قله‌ای محسوب می‌شوند، سوم خرداد 61 با دامنه‌ای به گستردگی 25 روز تلاش و حماسه و پیروزی که دست مریزاد آن همه همت و غیرت، هدیه خداوندی با آزادسازی خرمشهر قهرمان از چنگال بعثیان غارت‌گر و مهاجم بود.

بلندای 31 خرداد 65، یادآور حزن عمیقی است که بر دل نسل اول و دوم انقلاب با شنیدن شهادت رادمردی وارسته و پرتجربه از یاران امام نشست، عظمت روح و سیره مصطفی چمران را نمی‌توان با امتیازات عادی انسان‌ها برشمرد، اعتقاد و توکل، تحصیلات و مراتب علمی، تجربیات و تبحر جنگی و رزمی، ذوق سرشار در القاء و انشای مطالب و اشعار، تجلی روح لطیف و فطرتی تعلیم‌یافته و هدایت‌شده در آثار خطاطی و نقاشی و از همه کامل‌تر ارادت و خلوص و تبعیت ایشان از اسلام ناب محمدی(ص)، دکتر چمران محبوب دل ایرانی‌ها و خصوصاً شیعیان جنوب لبنان و رزمندگان ایران اسلامی ‌را سرآمد کرده بود و نمونه‌ کم‌‌بدیل از یک فرمانده ایثارگر به مدیری باتجربه و آب‌دیده و عابدی مهربان و هم‌نشین با ساده‌ترین رزمندگان مناطق عملیاتی غرب و جنوب و چنین بود که امام راحل در پیامی‌ جامع و کم‌نظیر آن خصوصیات ارزنده را برای چمران برشمردند و به حق تقدیری شایسته از حیات و شهادت او به عمل آورند.

قله‌ بلندی که قبل از خرداد 68 با پرچم سرخ قیام 15 خرداد 42، خود نمایی می‌کرد و به تعبیر آن پیر فرزانه، بزرگداشت عزای سرکوب و شهادت انبوهی از مردم مسلمان و حق‌طلب، جایگاهی ویژه را در تاریخ ایران اسلامی‌ به جای گذارده بود، با ارتحال بنیان‌گزار جمهوری اسلامی ‌و رهبر انقلاب جهانی، امت اسلام که به تعبیر اندیشمندان خارج از کشور و منطقه، «احیاگر اسلام ناب و راه انبیاء و امامان» بوده، نیمه خرداد را همچون صخره‌ای سترگ پایدارتر و ماندنی‌تر کرد، انگار خدا می‌خواست که نام نهضت امام و قیام مردم اسلام خواه و استکبارستیز سال‌های 41 و 42 شمسی، 26 سال بعد پیوندی عمیق و جاودانه یابد، آن‌هم با تلفیق نام و خاطره رحلتی جانسوز و فراقی دردمندانه از وداع امام و امت.

اما همانگونه که در جای‌جای کلمات گهربار رهبر عارف و مجاهد اعظم، روح‌الله نستوه، بارها شنیده بودیم که می‌فرمودند ما بنده‌ایم و هستی هرچه هست از جانب اوست، قطعاً براساس حکمت و مصلحت و در آن‌ برهه از زمان، اراده الهی بر رحلت رهبر کبیر انقلاب قرار گرفت که سیره‌ وجودی آن عزیز مصیبت‌ها و تلاطمات روحی جانکاهی را چون شهادت سیدمصطفی، حمله آمریکا به طبس، جنگ تحمیلی بعثیون علیه ایران اسلامی، شهادت یارانی چون مطهری، بهشتی، چمران، رجایی و ائمه جمعه و … پشت سر گذاشته بود و با صبری علوی همه را به جان شیرینش قبولانده بود.

بر همان حکمت مقدر چهره‌های آغشته به اشک و سرهای فروافتاده از فراق، ساعاتی بیش غم غربت را تحمل نکرده بودند که دست لطف الهی با کرامت و تدبیر، انتخابی بهینه و نویدی امیدبخش را به رخ عالمیان کشانید، معرفی سیدی وارسته، شاگردی امین و اندیشمندی مبارز به‌عنوان سکان‌دار کشتی انقلاب اسلامی ‌در یک آن و چشم بر هم زدن، دو بازتاب و تأثیر روشن به‌جای گذارد: از یک سو خفاشان و بداندیشانی که مترصد فروپاشی نظام و اختلال و آشوب در میان مردم و جامعه بودند را ناامید و مأیوس ساخت، از طرف دیگر هر که برای انقلاب اسلامی‌ و ثمرات آن دل می‌سوزاند و نگران ایرانی آزاد و مستقل بود، با اطمینان در دلش زمزمه کرد: «الهی شکر که این سید خراسانی بود تا شیرازه صحیفه ایران و انقلاب به شخصیتی مطمئن و لایق جانشین امام سپرده شود».

امروز هم پس از سال‌ها که از آن غم عظیم می‌گذرد، در کنار پرچم سیاه عزای خمینی که همنشین بزرگداشت واقعه خرداد 42 شده است، چهره پرصلابت و مقید به راه و هدف امام را در سیمای رهبری رئوف و اندیشمند می‌بینیم که مقتدرانه در کنار امت همراهش، کمر همت بر مقابله با استکبار و تهاجامت گوناگون آنان بسته و مریدان انقلاب اسلامی ‌را در داخل و خارج به تحقق و استمرار رهنمودهای امام و سیره شهیدان فرا می‌خواند.

انصافاً عزت و آزادگی و سعادت‌مان در این است که کوهنوردانی مصمم و عاشق در پیمودن و عروج بر این چهار قله فرازمند باشیم، تلاش و توشه‌مان: راه و سیره اصحاب و ارکان این چهار واقعه باشد و نیت و اراده‌مان، دستیابی به تحقق ارزش‌ها، اصول و اهداف والا و هدفمندشان.